ولادت با سعادت حضرت فاطمه زهرا(س)
و روز مادر مبارک باد*

روز مادر بر همه ی مادران ایرانی بخصوص مادر
گل خودم مبارک.انشاالله زیر سایه ی
فاطمه زهرا(س) سالم و سلامت باشید.
مادرم دوست دارم.

نگارنده :
غزل ; چه ساعتی؟۱:۳۸ ب.ظ چه روزی؟شنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩۱
تگ ها :
قوانین من درآوردی
قانون لغتنامه
در فرهنگها معنی همه لغت ها نوشته شده است،به جز کلمه
مورد نیاز شما.اگر معنی کلمه خیلی برایتان اهمیت داشته باشد
وضع بدتر می شود.دیگر هرچه بگردید آن کلمه ای را که به
دنبالش هستید،و فقط همان کلمه را،پیدا نمی کنید.
قانون میهمان
میهمان ناخوانده همیشه زمانی از راه می رسد که شیرینی و
میوه های داخل یخچال تمام شده است.
قانون ترافیک
وقتی که جایی کار داشته باشید و دیرتان هم شده باشد،ترافیک
از همیشه سنگین تر است.
قانون معذوریت
اگر بهانه تان پیش رییس برای دیر آمدن پنچر شدن ماشینتان
باشد،روز بعد واقعا به خاطر پنچر شدن ماشین تان،دیر
خواهد شد.
قانون پمپ بنزین
پمپ بنزین نزدیک منزل شما معمولا خلوت است،مگر این که
شما خیلی عجله داشته باشید و بنزینتان هم به قطره آخر
رسیده باشد.در این صورت گویی قحطی بنزین آمده است،
چون همه اتوموبیلها به پمپ نزدیک منزل شما هجوم
می آورند.
قانون تعمیر
بعد از اینکه دست تان حسابی گریسی شد،بینی شما شروع به
خارش خواهد کرد.
قانون هواپیما
اگر به موقع خودتان را به فرودگار برسانید،هواپیماها همیشه
تاخیر دارند.ولی اگر دو دقیقه دیر به فرودگاه برسید می بینید
که هواپیمای شما پرواز کرده است.
قانون کلی که موجب این توهم می سود ساده است:خوشیها و
شانسهای کوچک همیشه در نظر ما عادی و کم اهمیت جلوه
می کنند،این است که آنها را به سرعت از یاد می بریم. اما
همین که مانع کوچکی سر راهمان سبز شد،آزرده و ناراحت
می شویم و آن را کمتر فراموش می کنیم.
منبع:مجله موفقیت/مهدی مجردزاده کرمانی
با تلخیص
نگارنده :
غزل ; چه ساعتی؟۱٠:٤۱ ق.ظ چه روزی؟پنجشنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳٩۱
تگ ها :
دلا،بیا به سرای علی سری بزنیم
به خانه ای که شکسته درش دری بزنیم
شنیده ام که در این روزها علی تنهاست
بیا به خانه بی فاطمه سری بزنیم
شهادت دخت نبی اکرم(ص)،حضرت فاطمه زهرا(س)
تسلیت باد.

نگارنده :
غزل ; چه ساعتی؟۸:٥۳ ب.ظ چه روزی؟سهشنبه ٥ اردیبهشت ۱۳٩۱
تگ ها :
صدای پای آب
زندگی رسم خوشایندی است
زندگی نوبر انجیر سیاه،در دهان گس تابستان است
زندگی،بعد درخت است به چشم حشره
زندگی تجربه شب پره در تاریکی است.
زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد.
زندگی شستن یک بشقاب است.
زندگی((مجذور)) آینه است.
زندگی گل به ((توان)) ابدیت
زندگی ((ضرب)) زمین در ضربان دل ما،
زندگی((هندسه)) ساده و یکسان نفس هاست.
*سهراب سپهری
کتاب پنجم،قسمتی از شعر صدای پای آب،با تلخیص
انتشارات شادان*

نگارنده :
غزل ; چه ساعتی؟۳:۳۱ ب.ظ چه روزی؟سهشنبه ٥ اردیبهشت ۱۳٩۱
تگ ها :
*چقدر خنده داره که خوندن یک صفحه و یا بخشی از
کتاب آسمانی سخته اما خوندن صد سطر از پرفروش
ترین رمان دنیا آسونه!
*چقدر خنده داره که سعی می کنیم ردیف جلوصندلی
های یک کنسرت یا مسابقه رو رزرو کنیم اما در برنامه
عبادت به آخرین صف ها تمایل داریم!
*چقدر خنده داره که وقتی مسابقه ورزشی تیم
محبوبمون به وقت اضافی می کشه لذت می بریم و از
هیجان تو پوست خودمون نمی گنجیم اما وقتی
مراسم دعا و نیایش طولانی تر از حدش می شه
شکایت می کنیم و آزرده خاطر می شیم!
*چقدر خنده داره که وقتی می خوایم عبادت و دعاکنیم
هرچی فکر می کنیم چیزی به فکرمون نمیاد تا بگیم
اما وقتی که می خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ
مشکلی نداریم!
*چقدر خنده داره که برای عبادت و کارهای مذهبی
هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا
نمی کنیم اما بقیه برنامه ها رو سعی می کنیم تا
آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم!
-خنده داره این طور نیست؟
-دارید می خندید؟
-دارید فکر می کنید؟
منبع:بهارانه پیام تهران
ویژه نامه نوروزی ماهنامه پیام تهران
با تلخیص

نگارنده :
غزل ; چه ساعتی؟٩:۱٧ ب.ظ چه روزی؟پنجشنبه ٢٤ فروردین ۱۳٩۱
تگ ها :
این یکی هم بر وزن غزلیات حافظ سروده شده:
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد
کاسب پیر دگر باره جوان خواهد شد!
موسم دلخوری و گیجی آن اهل حقوق
وقت بشکن زدن پیشه وران خواهد شد
اول عید،حقوق من و تو نفله شود
سرمان باز دچار دوران خواهد شد
باز ذکر ((چه کنم،ای چه کنم))می گیریم
قلب مان نیز دچار ضربان خواهد شد
مخمان سوت زد از قیمت شیرینی جات
کم کمک قیمت آن،قیمت جان خواهد شد
مرد در ((خانه تکانی)) شده شاگرد زنش
دم عید است و چنان رفتگران خواهد شد
از هجوم فک و فامیل فلان شهر به ((ده))
چون هتل،خانه مشدی رمضان خواهد شد
منبع:مجله خانواده سبز،شماره 307 و 308
.jpg)

نگارنده :
غزل ; چه ساعتی؟٤:٢۸ ب.ظ چه روزی؟سهشنبه ۸ فروردین ۱۳٩۱
تگ ها :
*خدا عقل را به انسان نداد،جز آنکه روزی او را با کمک
عقل نجات بخشید.((حضرت علی (ع))
*هیچ ثروتی چون خرد نیست و هیچ فقری مانند
نادانی نیست.((حضرت علی(ع))
*اگر آرزومندید که به سعادت برسید،پیش از آنکه
عبرت دیگران شوید،از دیگران عبرت بگیرید.
((حضرت علی(ع))
*خردمند به کاز خویش تکیه کند و نادان به آرزوی
خویش ((حضرت علی (ع))
*خوشرویی،احسانی است بی هزینه
((حضرت علی (ع))
*آنکه غالب بر زبان است،در امان است.
((حضرت علی (ع))
*دلاورترین مردم آن است که بر هوای نفس غالب آید.
((حضرت محمد(ص))
----------------------------------------------------------
منبع:کتاب گنجینه ی ما و شما
انتشارات ما و شما

نگارنده :
غزل ; چه ساعتی؟٩:۳۳ ب.ظ چه روزی؟چهارشنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩٠
تگ ها :
سلام خدمت دوستان عزیز.
تو قسمت لینک ها وبی به اسم بال های فرشته
رو می بینید.اون وب هم مال خودمه و برای مسابقه
وبلاگ نویسی نماز درست کردم.همون طور که
میدونید یکی از ملاک های انتخاب وبلاگ برگزیده
تعداد بازدید کنندگان و نظرات هست.می خواستم
ازتون درخواست کنم به این وب هم سربزنید
براش چندتا نظر بذارین.چون این وب امروز درست شده
و منم وقت زیادی ندارم و جذب بازدیدکننده هم زمان
می بره.امیدوارم غیراز دوستان تو لینکستان بقیه
عزیزانی هم که به این وب تشریف میارن اونجا هم برن
و درخواست من رو انجام بدن.منتظر دوستان
لینکستونی و بقیه عزیزان هم هستم.یه درخواست
دیگه.لطفا برای نظر گذاشتن تو اون وب فقط وبلاگ
های با موضوع مذهبی آدرس خودشون رو بذارن.
بقیه عزیرانی هم که میخوان آدرس برام بذارن تو همین
وب بذارن.خیلی ممنون از همکاریتون.

منم سعی می کنم پست های بیشتری رو براش
بذارم.در ضمن قصد دارم اگه بشه اسم بال های
فرشته رو تغییر بدم.اگه اسم زیبایی پیرامون موضوع
نماز و یه چیزهایی تو این مایه ها به ذهنتون می رسه
حتما بهم بگین.ببخشید طولانی شد.
نگارنده :
غزل ; چه ساعتی؟۱٠:۳۸ ب.ظ چه روزی؟چهارشنبه ۱٠ اسفند ۱۳٩٠
تگ ها :
*بی تار و پود*
در بیداری لحظه ها
پیکرم کنار نهر خروشان لغزید.
مرغی روشن فرود آمد
و لبخند گیج مرا برچید و پرید.
ابری پیدا شد
و بخار سرشکم رادر شتاب شفافش نوشید.
نسیمی برهنه و بی پایان سر کرد
و خطوط چهره ام را آشفت و گذشت.
درختی تابان
پیکرم را در ریشه سیاهش بلعید.
طوفانی سر رسید
و جاپایم را ربود.
نگاهی به روی نهر خروشان خم شد:
تصویری شکست.
خیالی از هم گسیخت.
*منبع:مجموعه سروده ها
انتشارات شادان*

نگارنده :
غزل ; چه ساعتی؟۳:۳۱ ب.ظ چه روزی؟سهشنبه ٩ اسفند ۱۳٩٠
تگ ها :
*آموزش گام به گام شهروندنشینی*
1-اگر به محض ورودمان به خانه،اعضای خانواده
دماغ شان را گرفتند،به سرعت جوراب هایمان را در
درآورده،در محل مطمئنی دفن کنیم.
2-پوست تخمه و آت و آشغال های مشابه را زیر فرش
قایم نکنیم.اگر خیلی وسوسه شدیم که این کار را
بکنیم،به روزهای اسباب کشی یا خانه تکانی که
فرش های جمع می شود و لو می رویم،فکر کنیم.
2-اگر خیلی چاق و به دنبال آن خیلی سنگین هستیم،
برای این که جای مان روی فرش و مبل نماند،برای
نشستن از جاهای مختلف فرش یا مبل استفاده کنیم.

3-آدامس جویده شده را زیر دسته مبل یا گوشه
بشقاب یا زیر میز نچسبانیم.نا سلامتی اینجا خانه
خودمان است.
4-روی دیوار راه پله آپارتمان نقاشی نکنیم.اگر هم
می کنیم،زیر آن را امضا نکنیم.
5-به جهت رعایت حال همسایه ها،از پختن جوجه
کباب،کباب کوبیده،کباب برگ و موارد مشابه،در بالکن
خانه خودداری کنیم.اگر خیلی تمایل داریم که در بالکن
بو برنگ راه بیندازیم،از پختن سیب زمینی در پیت
حلبی بهره بگیریم.
منبع:مجله طنز ایستگاه(شهرداری تهران)
نگارنده :
غزل ; چه ساعتی؟٢:٥٠ ب.ظ چه روزی؟دوشنبه ۱ اسفند ۱۳٩٠
تگ ها :
فرم ثبت نام
سفر زیارتی،سیاحتی و همیشگی آخرت
نام:انسان نام خانوادگی:آدمیزاد نام پدر:آدم
نام مادر:حوا لقب:اشرف مخلوقات نژاد:خاکی
صادره از:دنیا ساکن:کهکشان راه شیری
مقصد:برزخ ساعت حرکت و پرواز:هر وقت که خدا
صلاح بداند. مکان:بهشت اگر نشد جهنم
وسایل مورد نیاز:1-دو متر پارچه سفید 2-عمل
نیک 3-انجام واجبات و ترک محرمات 4-امر به
معروف و نهی از منکر 5-دعای والدین و
مومنین 6-نماز اول وقت 7-ولایت ائمه
اطهار 8-اعمال صالح،تقوا و ایمان
توجه:
1-خواهشمند است جهت رفاه خود خمس و زکات خود
را قبل از پرواز پرداخت نمایید.
2-از آوردن ثروت،مقام،منزل،و ماشین حتی داخل
فرودگاه جدا خودداری فرمایید.
3-حتما قبل از حرکت به بستگان خود توضیح دهید تا از
آوردن دسته گل های سنگین،سنگ قبر گران و
تجملاتی و نیز مراسم های پرخرج و غیره خودداری
نمایند.
4-جهت یادگاری قبل از پرواز اموال خود را بین فرزندان و امورفقرا و مستضعفین مشخص نمایید.
5-از آوردن بار اضافی از قبیل حق الناس،غیبت،تهمت و
غیره خودداری نمایید.
برای کسب اطلاعات بیشتر به قرآن و سنت پیامبر(ص)
مراجعه نمایید.تماس و مشاوره به صورت شبانه
روزی،رایگان،مستقیم و بدون وقت قبلی می باشد.در
صورتی که قبل از پرواز با مشکلی بر خوردید با شماره
های زیر تماس حاصل فرمایید.
186سوره بقره،45سوره نساء،129سوره توبه،55سوره
اعراف،2و3سوره الطلاق.
امیدواریم سفر آسوده ای در پیش داشته باشید.
(سرپرست کاروان:حضرت عزراییل)
نویسنده:نمی دونم ولی هرکی بود خدا خیرش بده.
نگارنده :
غزل ; چه ساعتی؟۳:٠٢ ب.ظ چه روزی؟سهشنبه ۱۸ بهمن ۱۳٩٠
تگ ها :
این جملات را با دقت بخوانید.
اگر به دنبال فرصت ها بگردیم چند برابر می شوند و
اگر آن ها را نادیده بگیریم،از میان می روند.
(جان ویکر)
درباره هر چیز می گویی فکر کن ولی هر چیز را که
فکرمی کنی مگوی.
(کنفوسیوس)
زندگی آبتنی کردن در حوضچه اکنون است.
(سهراب سپهری)
هنگامی که مصمم به عمل شدید،باید درهای تردید را
کاملامسدود کنید.
(نیچه)
پیروزی واقعی جان آدمی،فکر کردن است.
(هوگو)

نگارنده :
غزل ; چه ساعتی؟٧:٢٥ ب.ظ چه روزی؟چهارشنبه ٥ بهمن ۱۳٩٠
تگ ها :
روزی پیامبر(ص)،در کنار یاران بر روی سکویی نشسته
بودند.ناگهان پیامبر(ص) پای خود را دراز کردند و
پرسیدند:به گمان شما،این پای من شبیه به چیست؟
یاران هر کدام تشبیهی کردند:شاخه گل!ساقه درخت!
ستون خیمه و ... .
پیامبر تبسم ملایمی کردند.بعد پای دیگر خود را دراز
کردند و فرمودند:ولی،این پای من،به آن پای من از
همه چیز شبیه تر است.
و یاران همگی خندیدند.

نگارنده :
غزل ; چه ساعتی؟٦:٤٦ ب.ظ چه روزی؟شنبه ۱ بهمن ۱۳٩٠
تگ ها :
از سبز به سبز
پشت کاجستان،برف
برف،یک دسته کلاغ
جاده یعنی غربت
با،آواز،مسافر،و کمی میل به خواب
شاخ پیچک،و رسیدن،و حیاط.
من،و دلتنگ،و این شیشه خیس.
می نویسم،و فضا.
می نویسم،و دو دیوار،و چندین گنجشک.
یک نفر دلتنگ است.
یک نفر می بافد.
یک نفر می شمرد.
یک نفر می خواند.
زندگی یعنی:یک سار پرید.
از چه دلتنگ شدی؟
دلخوشی ها کم نیست:مثلا این خورشید،
کودک پس فردا،
کفتر آن هفته.
یک نفر دیشب مرد
و هنوز،نان گندم خوب است.
و هنوز،آب می ریزد پایین،اسب ها می نوشند.
قطره ها در جریان،
برف دردوش سکوت
و زمان روی ستون فقرات گل یاس
کتاب هفتم:حجم سبز،نشر شادان

نگارنده :
غزل ; چه ساعتی؟٦:٠۳ ب.ظ چه روزی؟چهارشنبه ٢۱ دی ۱۳٩٠
تگ ها :
حالا هر هفته هرکدام از ما کلی «پ ن پ» جدید یاد می گیریم. منتخبی از بهترین هایشان را بخوانید و یادتان باشد این فقط یک شوخی با طنز نیست، کنایه ای است به عادت بعضی از ما در پرسیدن سوال های بی مورد که جواب شان از روز روشن تر است.
*اسپری سوسک کش زدم به سوسکه، سوسکه افتاده به پشت دست و پا میزنه... دوستم می گه داره جون میده..؟ پ ن پ قیافه تو رو دیده از خنده ریسه رفته.
*(من و داداشم دوقلو هستیم) در حال قدم زدن بودیم. داداشم چند متر جلوتر از من راه می رفت. یارو اول داداشم رو دید بعد اومد جلوتر من رو دید و گفت: دوقلویید؟ پ ن پ اجسام از آنچه در آینه می بینید به شما نزدیک تر هستند!
*رفتم پمپ بنزین میگم 40 تا بزن. میگه 40 لیتر؟ پ ن پ 40 تا قاشق چای خوری.
*از دل درد دارم می میرم. جلوی دستشویی دارم پیچ و تاب می خورم. بعد از 2 ساعت طرف اومده بیرون میگه دستشویی داری؟ میگم پ ن پ دیدم فضای مناسب و دلبازیه اومدم موج مکزیکی تمرین کنم.
*به دوستم گفتم برو بالای نردبون، چراغ رو ببیند گفت بچرخونمش؟ پ ن پ تو چراغ رو نگه دار من نردبون رو می چرخونم!
*دوستم در یخچال رو باز کرده، دیده هیچ توش نیست. میپرسه: واقعا خالیه!؟ پ ن پ هیدنشون کردیم که غریبه ها نبیننشون!
*میگن کریستف کلمب وقتی رسید به آمریکا سرش رو از پنجره کشتی کرد بیرون از یک سرخ پوست پرسید داداش اینجا آمریکاست؟ سرخ پوسته گفت: پ ن پ ژاپونه، ما هم چون شلوار پامون نیست از خجالت قرمز شدیم!
*دارم رو تردمیل می دوم، داداشم میگه اینجوری میدویی لاغر کنی؟ پ ن پ مشعل المپیک دارم می برم لندن!!
*یک ساعته از بیرون صدای قار قار میاد... داداشم میگه صدای کلاغه؟ پ ن پ قناریه متال می خونه!
*تنهایی رفتم درمونگاه، منشی میگه: مریض شمایید؟ پ ن پ من میکروبم، اومدم خودم رو معرفی کنم!
*توی اتاق عمل نوزاد تازه به دنیا اومده، به دستیارم می گم چاقو رو بده. میگه میخوای بند ناف رو ببری؟ پ ن پ می خوام رقص چاقو کنم از مامان بچه شاباش بگیرم!
*ماشین روشن نمی شه، به خانمم گفتم بشین پشت فرمون هل بدم. گفتم بزن تو دنده. میگه بزنم 2؟ پ ن پ بزن 3 فوتبال داره!
*برای استخدام رفتم یه شرکتی، منشی میگه: شما برای آگهی استخدام اومدین؟ پ ن پ اومدم بگم اصلا رو من حساب نکنین!!!
*عکس نیمه راست صورتم رو گذاشتم فیس بوک اومده میگه: عکس تصفیه گذاشتی رو پروفایلت؟ میگم: پ ن پ توی حراج بودم 50 درصد تخفیف بهم خورده این شکلی شدم.
*رفتم دم مغازه به یارو میگم قرص پشه داری؟ میگه واسه کشتنش میخوای؟ میگم پ ن پ برا سردردش می خوام!!!
*رفتم تو آپارتمان دارم گوشت قربونی بین همسایه ها پخش میکنم، یارو میپرسه نذریه؟ میگم پ ن پ با خود گوسفنده مشکل داشتیم کشتیمش!!!
*کمرم درد می کنه یه پارچه بستم بهش. داداشم میگه کمرت درد می کنه؟ گفتم پ ن پ می خوام ادای داداش کایکو رو دربیارم.
*دارم به خواهرزاده ام دیکته می گم... رسیده آخر خط، می گه برم سر خط؟ پ ن پ بقیشو رو فرش بنویس!
*تو آشپزخونه استکان و قندون از دستم افتاد شکست با صدای خفن. مامان اومده می گه چیزی شکوندی؟ پ ن پ شیشه نازک تنهایی دلم بود منتها صداش رو گذاشتم رو اکو حال کنین!
نگارنده :
غزل ; چه ساعتی؟٢:٠٩ ب.ظ چه روزی؟دوشنبه ۱٢ دی ۱۳٩٠
تگ ها :
یه سلام گرم تو این هوای سرد زمستون.پنجشنبه
هشتم هم تولدم بود.پس تولدم مبارک.



HAPPY BIRTHDAY TO ME
نگارنده :
غزل ; چه ساعتی؟۱۱:۳۸ ق.ظ چه روزی؟شنبه ۱٠ دی ۱۳٩٠
تگ ها :
اینم آخرین پست پاییزی اونم در شب یلدا.
سلام عزیزان.من یه چند وقتی به خاطر امتحانات به
وب سر نمی زنم.اگه به بنده گفتید تشریف بیارم!!!
وبتون و دیر اومدم از همین حالا معذرت.راستی
از مطلب پ ن پ خوشتون اومد؟
ما امتحانامون تا 25 دی طول می کشه.سخته که چند
وقت سراغ کامپیوتر نری.هرچند اون چند وقت یکی،دو
هفته باشه.
خداحافظی رو دوست ندارم،پس دوباره سلام.
نگارنده :
غزل ; چه ساعتی؟۱٠:۳۸ ب.ظ چه روزی؟چهارشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٠
تگ ها :
یه عالمه سلام خدمت دوستان.حتما برخی از شما
مثل من از امتحان دل پری دارین.
ما امتحانامون از آذر شروع شده،و تا دی هم ادامه
داره.چهارشنبه آخرین امتحان
میان ترمه و سه شنبه هفته بعد هم امتحان ترم
شروع میشه.حالا شما فکر کنید برای این مغز
ما رمقی می مونه؟ناسلامتی مدرسه هنوز
ادامه داره مغز ما برای اون موقع هم باید استفاده بشه
دیگه
.به نظر من هیچ امتحانی بدتر از
آمادگی دفاعی نیست،حتی بدتر از ریاضی.چون یه
کتاب کمک درسی با جواب دادن به ما و گفتن اینو
بخونید،از همین سوال میاد.حالا کتاب کمک درسیه
خودش سخت تر ازکتابه
.البته با احترام به معلم
ریاضیمون که معلم دفاعی هم هستن و لطف می کنن
و این وب رو می خونن.
یلداتون هم پیشایش مبارک.
نگارنده :
غزل ; چه ساعتی؟٢:٢۸ ب.ظ چه روزی؟دوشنبه ٢۸ آذر ۱۳٩٠
تگ ها :
دوستان عزیز سلام.این وبلاگ همش شعر و شاعری
نیست.متن زیر گویای این مطلبه.حتما بخونید.
این مطلب از سایت وبگردی20:30هستش.
در طبقه پنجم یک برج ۱۵ طبقه.
مامور سرشماری: منزل شما به آب لوله کشی مجهز
هست؟
من: «پ نه پ»، چاه داریم توی زیرزمین با دلو آب میکشیم میاریم بالا.
مامور سرشماری: این که توی قسمت فرزند نوشتین
دخترتونه؟
من: «پ نه پ»، دختر همسایمونه، من چون عقده بابا
بودن دارم، روزا
میاد اینجا من ادای باباشو در میارم.
مامور سرشماری: آیا شما شهرنشین هستین؟
من: «پ نه پ»، اینجا برره ست، ما تابلوش رو عوض
کردیم گذاشتیم
الهیه.
مامور سرشماری: سرویس بهداشتی داخل منزل
هست؟
من: «پ نه پ» هر کی هرجا دلش خواست خودش رو
ول میکنه.
مامور سرشماری: پنجره نورگیر داخل منزل هست؟
من: «پ نه پ»، تمامش رو گل گرفتیم که خودمون رو
آماده کنیم واسه
خواب زمستانی.
مامور سرشماری: سند منزلتون مسکونیه؟
من: «پ نه پ» تجاریه، منتها ما چون عقل نداریم،
ازش مسکونی
استفاده میکنیم.
مامور سرشماری: آیا منزل شما مجهز به سیستم
سرمایشی،گرمایشی هست؟
من: «پ نه پ»، هم دیگر رو موقع گرما "فوت" میکنیم
موقع سرما "ها" میکنیم.
مامور سرشماری: منزل شما اتاق خواب دارد؟
من: «پ نه پ» ما از اونجایی که مرتاضیم، شبا روی
نرده تراس میخوابیم.
مامور سرشماری: برای روشنایی منزلتان از نیروی برق
استفاده میکنید؟
من: «پ نه پ»، دوتا مشعلدار استخدام کردیم، شبا
میان خونمون رو روشنایی میبخشن.
نظر یادتون نرها...
با احترام به تمامی سرشماران گرامی.
نگارنده :
غزل ; چه ساعتی؟٤:۱٠ ب.ظ چه روزی؟سهشنبه ٢٢ آذر ۱۳٩٠
تگ ها :
کودکی که آماده ی تولد بود،نزد خدا رفت و از او
پرسید:می گویند فردا شما مرابه زمین می فرستید؛اما
من به این کوچکی و بدون هیچ کمکی چگونه می
توانم برای زندگی به آنجا بروم؟ خداوند پاسخ داد:از
میان بسیاری از فرشتگان،من یکی را برای تو
در نظر گرفته ام.او در انتظار توست و از تو نگهداری
خواهد کرد.
کودک ادامه داد:من چطور می توانم
بفهمم مردم چه می گویند وقتی زبان آنها را نمی
دانم؟خداوند او را نوازش کرد و گفت:فرشته تو زیباترین
و شیرین ترین واژه های را که ممکن است بشنوی،در
گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوری به تو یا
خواهد داد که چگونه صحبت کنی.
کودک با ناراحتی گفت:وقتی می خواهم با شما
صحبت کنم ،چه کنم؟
خداوند برای این سوال هم پاسخی داشت:فرشته ات
دستهایت را کنار هم می گذارد و به تو یاد می دهد که
چگونه دعا کنی.
کودک با نگرانی ادامه داد:اما من همیشه به این دلیل
که دیگر نمی توانم شما را ببینم،ناراحت خواهم
بود.خداند لبخند زد و گفت:فرشته ات همیشه با تو
درباره ی من صحبت خواهد کرد و به تو راه بازگشت
نزد مرا خواهد آموخت؛گرچه من همواره کنار تو
خواهم بود.
در آن هنگام بهشت آرام بود،اما صداهایی از زمین
شنیده می شد.کودک می دانست که باید به زودی
سفرش را آغاز کنداو به آرامی یک سوال دیگر از
خداوند پرسید:خدایا!اگر باید همین حالا بروم،لطفا نام
فرشته ام را به من بگویید.خداوند شانه او را نوازش
کرد و پاسخ داد:نام فرشته ات اهمیتی ندارد.به راحتی
می توانی او را مادر صدا کنی.
منبع:ماهنامه تخصصی بانوان
نگارنده :
غزل ; چه ساعتی؟۱:٠٥ ب.ظ چه روزی؟شنبه ۱٢ آذر ۱۳٩٠
تگ ها :
آن کس که بداند و بداند که بداند
اسب شرف از گنبد گردون بجهاند
آن کس که بداند و نداند که بداند
آگاه نمایید که بس خفته نماند
آن کس که نداند و بداند که نداند
لنگان خرک خویش به منزل برساند
آن کس که نداند و نداند که نداند
در جهل مرکب ابدالدهر بماند
ابن یمین
نگارنده :
غزل ; چه ساعتی؟٢:٤٤ ب.ظ چه روزی؟شنبه ٢۱ آبان ۱۳٩٠
تگ ها :
← گلبرگ بعد